کدخبر: ٦۱٦۵۳
۰۹ شهریور ۱٤۰۵ ساعت ۰۵:۰۲
نقدی بر رفتار خاله‌خرسه‌ها در اسارت گربه‌های آزاد

قهرمانانی که زندان‌بان از آب درآمدند

اگر سری به کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر بزنید، گربه‌ای را می‌بینید که با وقار تمام روی دیوار راه می‌رود، نگاهی به موش‌های اطراف کامیونتی می‌اندازد و دقیقاً می‌داند که برای زنده ماندن باید چه کند. اما در همین حین، چشم‌هایی از پشت پنجره‌ی طبقه سوم، او را با «دلسوزی» تماشا می‌کنند.

به گزارش پایگاه خبری نسیم خاوران، اگر سری به کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر بزنید، گربه‌ای را می‌بینید که با وقار تمام روی دیوار راه می‌رود، نگاهی به موش‌های اطراف کامیونتی می‌اندازد و دقیقاً می‌داند که برای زنده ماندن باید چه کند. اما در همین حین، چشم‌هایی از پشت پنجره‌ی طبقه سوم، او را با «دلسوزی» تماشا می‌کنند. چند ساعت بعد، همان گربه درون یک توری حمل‌ونقل، اسیر دست خاله‌خرسه‌ها می‌شود تا به «بهشت» جدیدی منتقل شود که چیزی نیست جز یک آپارتمان ۵۰ متری بسته.

ظاهر قضیه «نجات» است، اما باطن آن، تبدیل یک موجود مستقل به یک زندانی مادام‌العمر است. این مقاله نه به دنبال ترویج بی‌تفاوتی، که به دنبال واکاوی یک خودفریبی بزرگ در جامعه‌ی حیوان‌دوستی است.

۱. گربه‌های خیابانی؛ سلاطین کوچه‌ها نه گدایان آن

نسل‌هاست که گربه‌های ولگرد یا نیمه‌وحشی، بخشی از اکوسیستم شهری هستند. برخلاف تصور خاله‌خرسه‌ها، این موجودات «رها شده» یا «بی‌پناه» صرف نیستند؛ آنها شکارچیانی ماهر و بقایافته‌ای مقاوم هستند.

تمام حیوانات به صورت غریزی بلدند غذا پیدا کنند و شکار کنند. گربه‌های خیابانی دقیقاً همین‌طورند؛ موش‌ها، مارمولک‌ها و حتی حشرات، شام شب آنها را تأمین می‌کند. اما وقتی مثلاً به یک گربه‌ی خیابانی غذای خشک می‌دهید، او دیگر غذای تر (طبیعی) را نمی‌خواهد و کم‌کم شکار را فراموش می‌کند. این یعنی با دست خود، وابستگی‌اش را به انسان افزایش داده‌اید.

حیوانات، اگر غذا به وفور در دسترس داشته باشند، زاد و ولدشان افزایش می‌یابد. وقتی ما در کوچه‌ها غذا می‌ریزیم، جمعیت گربه‌ها را به‌طور مصنوعی بالا می‌بریم. این یعنی دستکاری در اکوسیستم. حالا این جمعیت زیاد، وقتی رها شود غذای بیشتری نیاز دارد و برای تأمین آن، به سراغ گونه‌های دیگر (مثل پرندگان و جوندگان کوچک) می‌روند و نظم طبیعی را بر هم می‌زنند.

راز بقای گربه‌ها در همین چرخه‌ی طبیعی است. مگر نه اینکه انسان‌ها قرن‌ها گربه را به خاطر همین مهارت شکار، به دور خود جمع می‌کردند؟ حالا چرا باید این غرایز را در یک پتوی نخی خفه کنیم؟

۲. خاله‌خرسه‌ها؛ از نقاب مهربانی تا زندان‌بانی خودخواهانه

خاله‌خرسه‌ها چه کسانی هستند؟ آنها افرادی هستند که نیاز عاطفی خود را در قالب «حمایت از حیوانات» بروز می‌دهند. آنها درد گربه را نه در وجود خود گربه، که در قالب یک تصویر ذهنیِ انسان‌وار (انسان‌پنداری) درک می‌کنند. چون آنها هوای سرد را دوست ندارند، پس گربه هم باید به خانه برود. چون آنها گرسنگی را تاب نمی‌آورند، پس گربه باید هر روز غذای آماده بخورد.

اما این اقدام، یک خشونت پنهان است:

· سلب آزادی: گربه‌ای که قلمرویی به وسعت یک محله داشته، ناگهان در چهار دیوار گیر می‌کند. این یعنی حبس در حق موجودی که هیچ جرمی جز آزاد بودن ندارد.

· نابودی غریزه: وقتی به جای شکار، غذا جلوی پوزه‌اش گذاشته می‌شود، غریزه‌ی شکار در او کمرنگ می‌شود. این گربه، دیگر نمی‌تواند به خیابان برگردد. اگر فردا خاله‌خرسه از این شهر برود یا حوصله‌اش سر برود، این گربه محکوم به مرگ است، چون «راه زندگی» را فراموش کرده است.

اهلی کردن حیوانات (و غذا دادن به آنها) مسئولیت سرپرستی ما را به همراه دارد. امروز شما به او غذا می‌دهید، فردا که نیستید، باید چه کار کند؟ اگر او را وابسته کردید، مسئولیت تمام عمرش با شماست. اما خاله‌خرسه‌ها این مسئولیت را فقط تا وقتی که بهشان خوش بگذرد، قبول می‌کنند.

نگهداری هر حیوانی در آپارتمان، یعنی خروج آن موجود از هدف آفرینشش. هر موجود زنده‌ای نیاز به زندگی در فضای باز، تولید مثل، داشتن جفت و هم‌نوع و غذای سالم دارد. آوردن گربه به خانه، نزدیکی به شوینده‌ها، سیگار، بوهای شیمیایی و هوای بسته، خودش نوعی آزار پنهان است. حیوانات طوری آفریده نشده‌اند که در قفس زندگی کنند.

۳. خودخواهی محض در لفافه‌ی عشق

اینجا جای سؤال است: این کار به نفع کیست؟ به نفع گربه؟ مسلماً نه، چون گربه هرگز خواهان زندان نبوده. به نفع جامعه؟ نه، چون با حذف گربه‌های شکارچی از چرخه، موش‌ها تکثیر می‌شوند و نظم طبیعی به هم می‌ریزد.

پس به نفع کیست؟ به نفع خودِ این خودخواهان دلسوز.

یادمان نرود که خیلی از کارهایی که با حیوانات می‌کنیم به خاطر تنهایی خودمان است. خودخواهان دلسوز با بغل کردن این گربه، احساس قهرمانی می‌کنند و خلاء عاطفی خود را پر می‌نمایند. بهتر است به جای وابسته کردن یک موجود آزاد، با انسان‌های سالم ارتباط بگیریم و حیوانات را که آزاد و سالم آفریده شده‌اند، رها بگذاریم.

این نهایت خودخواهی است که ما به نام «دوستی»، موجودی را از زیست‌بوم اصلی‌اش بیرون می‌کشیم تا نیازهای روانی خودمان را برطرف کنیم. گربه در این میان، چیزی نیست جز یک اسباب‌بازی زنده یا یک «آرام‌بخش روانی» برای رفع تنهاییِ خودخواهانه‌ی ما. تفاوتی ندارد که اسمش را خاله‌خرسه بگذاریم یا خودخواه دلسوز؛ نتیجه یکی است: اسارت یک موجود آزاد.

۴. حمایت واقعی چیست؟ همان رها کردن به معنای درستش

اجازه دهید صریح بگوییم؛ حمایت از حیوانات به معنای تبدیل خیابان به زندان نیست. گربه‌ها نیازی به «نجات‌دهنده» ندارند؛ آنها نیاز به همسایه‌ای آگاه دارند که بداند دخالت بی‌جایش، بلای جان آنهاست.

بیماری‌های مشترک شناخته‌شده میان انسان و حیوان، بی‌شمارند، چه رسد به ناشناخته‌ها. انتقال گربه از خیابان به خانه، یعنی آوردن یک موجود ناشناس با میکروب‌های احتمالی به حریم شخصی. این نه تنها به گربه، که به خود ما و سایر انسان‌ها نیز آسیب می‌زند. از سوی دیگر، وقتی با غذا دادن بی‌رویه باعث می‌شویم گربه‌های ضعیف و ناسالم نیز زنده بمانند و تولید مثل کنند، در واقع چرخه‌ی انتخاب طبیعی را مختل کرده و نسلی وابسته و آسیب‌پذیر پرورش می‌دهیم.

بهترین کاری که می‌توانیم بکنیم، آموزش به کودکان است. به آنها بیاموزیم که حیوانات را فقط از دور تماشا کنند و نهایتا همان روش سنتی و درست، همان کاری است که پدرها و مادربزرگ‌های ما می‌کردند: گاهی، نه همیشه، مقداری غذا پشتِ درِ حیاط یا لبِ بام می‌گذاشتند، فقط در حدی که گربه به آن عادت نکند و شکار را فراموش نکند. این کار، یک کمکِ حداقلی است، نه یک عادتِ دائمی. نسل فردا باید بداند که احترام به طبیعت، یعنی رها کردن آن در همان جایی که هست.

حمایت واقعی، یعنی پذیرش این حقیقت تلخ و شیرین که گربه‌های خیابانی، بخشی از هویت شهری ما هستند و نیازی به نجات از خودشان ندارند. بهترین کمکی که می‌توان به یک گربه‌ی آزاد کرد، این است که به او دست نزنیم و او را در قلمرو خودش رها کنیم. کوچه، قفس نیست؛ قلمروی اوست.

آزادی را از گربه نگیریم

بیایید نقاب شفقت را کنار بگذاریم و صادق باشیم. خاله‌خرسه‌ها و خودخواهان دلسوز، در پوشش مهربانی، بلای جان استقلال گربه‌ها شده‌اند. گربه‌ها هزاران سال است که بدون ما زندگی کرده‌اند و خواهند کرد.

آنها نیازی به برده شدن در آپارتمان ندارند. رها کردن گربه در طبیعت خودش و احترام به حریم شخصی‌اش، بزرگترین هدیه‌ای است که می‌توانیم به او بدهیم. مراقب باشیم با دستان پر از محبت، بال‌های آزادی‌اش را نشکنیم. گربه را از خیابان به خانه نکشانیم؛ چون خانه‌ی واقعی او، همان کوچه‌ای است که در آن متولد شده و برای بقا می‌جنگد.

نظرات

نظرات شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.

آخرین مطالب

پربیننده ترین ها